سپهرسپهر، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

سپهر عشق مامان

بعد از مدتها غیبت

سلام،ببخش منو عزیزم که کم کاری میکنم توی نوشتن خاطراتت،بخدا نمیدونم چرا از بعد از تعطیلات طولانی که داشتم و برگشتم سرکار، اینقد حجم کارام زیاد شده، و البته من هم حسابی تنبل و خسته و کسل و خوابالو نمیدونم چرا. خودم هم از این وضعیت خسته شدم، چون به هیچ کاری نمیرسم. خلاصه، دوستای وبلاگی، تورو خدا هرکی نظری، ایده ای، پیشنهادی داره، تورو خدا بگه که از این وضعیت بیام بیرون. البته ناگفته نماند، فکر میکنم که وارد عرصه ی افسردگی هم شدم. به هر حال... پست بعدی ، کلی عکسه از آقا پسر شیطون و بازیگوش و البته باهوش که روز به روز شیرین زبون تر میشه و مامانش دلش میخواد یه هویی بخورتش. پس تا پست بعدی ...
27 ارديبهشت 1393

سلام سلام صدتا سلام

سلام سلام ما اومدیم.با کلی حرف و خاطرات.عشقولانه و غصه دارانه غصه دارانه ............................... نه دیگه.اینجا اصلا نمیخوام از غصه ها بنویسم. دفتر پسرم باید پر باشه از قصه ها نه از غصه ها. خلاصه اینکه مامانیه سپهر بعد از یک ماه و اندی استراحت در خانه، به اداره تشریف فرما شدند.... ببخشید که فعلا وقت نوشتن ندارم. فقط اومدم سلامی عرض کنم و برم.تا ایشالا سر فرصت بیام و همه چیز رو توضیح بدم فعلا برای علی الحساب، آخرین ورژن یک عدد آقا سپهری رو داشته باشید،   این هم یک عدد پسر گله گلاب که با مامانیش اومده پیتزا خوری و منتظره که آماده شه.   الهی دورت بگرده ماما...
24 فروردين 1393

سال 1393

    می رسد از ره بهار و باز عشق / بر رخ عالم تبسم می کند عالمی دیدم که از لبخند عشق / باز دست و پای خود گم می کند   می رسد از پیچ و خم های زمان / میکند با قلب عالم گفتگو   می شود با با باد و باران همسفر / مهربانی را کند او جستجو می رسد اینک بهار از راه دور / از دیار کوروش و جمشید وکی از ازلها از همیشه تا  ابد / می رسد همراه چنگ وعود ونی می رسد هنگام تحویل زمین / می رسد نوروز جاویدان ما می رسد اینک بهار و عید نو  /   یادگار کهنه ی ایران ما ...
24 فروردين 1393

سپهری و خانه ی کودک

سلام عشق مامانی، انم از عکسای شما در خانه ی کودک. فقط ببخشید که تاریخشون یادم نیست گلم. از این به بعد یادداشت میکنم. یه دفعه هم با داداش محمدسجاد رفتی که کلی بهتون خوش گذشت. سراغ هر بازی که میرفتید، دیگه اون وسیله بازی در اختیار شما دوتا بود.              ...
21 بهمن 1392

عکسای مختلف

کیک سالگرد ازدواج من و بابایی: این طرح کیک فقط و فقط به خاطر سپهری بود که باب اسفنجی دوست داره قربونش برم. سپهر و تولد آیسان: چه ستی کردن پسردایی و دختر عمه ای جونم............. آقا سپهری در شب یلدا: سفرمون مفصل نبود. چون هم سپهر مریض بود و هم مامانش: بهشت آباد، کمک به بابایی واسه تمیز کردن مزار آقاجون حسین سپهر درسخون مامان            غرق در تکمیل جورچین                اینا باشن تا بعد   ...
21 بهمن 1392